هی لاشی الان کجاشی ؟ بــاهاشـی... روپــا

سه شنبه سیزدهم خرداد 1393| 19:50 |رسول| |

 

یه لحظه گوش کن خدا جدی میگم نه شکوه هست نه گلایه !!
تو این دنیا . . . حال خیلی ها اصلا خوب نیست.
یه دستی به زندگیشون بکش لطفـــــــــــــــا.....

سه شنبه سیزدهم خرداد 1393| 19:49 |رسول| |

سه شنبه سیزدهم خرداد 1393| 19:47 |رسول| |

میدونی """ بهشت """" کجاست ؟؟

فضای چند وجب درچند وجب؟؟؟؟

 

بین بازو های کسی که دوسش داری....

سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393| 13:28 |رسول| |


من از بین تمام سخنان و جملات پَند آموز بزرگان و دانشمندان فقط یک جُمله رو قبول دارم ، اونم
.
.
.
.
.
مرحوم دکتر حسابی که میگه: بعد از خوردن غذا تا دو ساعت نیم درس نخونید!! :)))))

چهارشنبه دوم بهمن 1392| 22:44 |رسول| |


پطروس کی بود؟
.....
....
...
..
.
.
.
.
.
یــه کودک فداکـــاربود ... که وقتی گــرگ به گوسفندای کوکب خانم حمله کرد ..

پیراهنشو آتش زد و رفت زیر تانک .... و بعد قطار ایستاد و خرمشهر آزاد شد!

چهارشنبه دوم بهمن 1392| 22:43 |رسول| |


مورد داشتیم ﺩﺧﺘﺮه ﺑﺎ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﭘﻠﯿﺲ 10 + ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺍﻫﯿﻨﺎﻣﺶ
.
.
.
.
ﺑﺮﺩﻧﺶ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ :|

چهارشنبه دوم بهمن 1392| 22:42 |رسول| |


مورد داشتیم که
رفته تست مربی گری برای مهدكودك ,بهش گفتن یه رفتار بچگانه از خودت نشون بده
.
.
.
.
.
.
.
. شلوارشو خیس کرده! :)))))))))))))

چهارشنبه دوم بهمن 1392| 22:42 |رسول| |


یکی از تفریحات دوران کودکیم این بود که یه مگس میگرفتم بهش نخ می بستم بعد یکی دیگه هم میگرفتم بالهاشو میکندم میبستمش اون سر نخ بعد مگس سالمه پرواز میکرد و این یکی رو بکسل میکرد میبرد با خودش صحنه ی زیبایی بود!!!!
کمک به هم نوع!!! =)))

چهارشنبه دوم بهمن 1392| 22:41 |رسول| |


یکشنبه پانزدهم دی 1392| 13:0 |رسول| |


یکشنبه پانزدهم دی 1392| 12:55 |رسول| |




http://media.msgplus.net/flashAnim/anim/b013.swf

یکشنبه پانزدهم دی 1392| 12:55 |رسول| |


یکشنبه پانزدهم دی 1392| 12:53 |رسول| |


یکشنبه پانزدهم دی 1392| 12:47 |رسول| |


یکشنبه پانزدهم دی 1392| 12:41 |رسول| |


یکشنبه پانزدهم دی 1392| 12:38 |رسول| |


یکشنبه پانزدهم دی 1392| 12:37 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 22:10 |رسول| |


یه بار داشتم تویکی از پارک های بالاشهر تهران قدم میزدم، که یه زنی با سگش از روبه رو میومد..

برگشت به سگش گفت:

عزیزم برو کنار بزارعمو رد شه..!!


الان من موندم به من عزت گذاشت یا بهم فحش داد:
D

شنبه چهاردهم دی 1392| 21:52 |رسول| |


پسری متوجه شد که 5 دقیقه دیگر میمیرد ؛ این پیام را نوشت:"من میروم، با من میای؟" و یکی برای دوستش و یکی برای دوست دخترش فرستاد ... بعد 2دقیقه دوست دخترش جواب داد: من گیرم! کجا میخوای بری؟ نمیتونم بیام، تنها برو عزیزم ... ... پسرک قلبش بیشتر درد گرفت 2 ثانیه بعدش ... دوستش پیام داد که؛ نامرد کجا میری بدون من؟ دهنت سرویسه اگه بری... واسا من اومدم ... پسرک خندید و چشمانش را بست و بعد از چند ثانیه قلبش گرفت و مرد. آره داداشم، هیچ وقت رفیقتو به جنس مخالف نفروش ...

شنبه چهاردهم دی 1392| 21:32 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:31 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:30 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:27 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:25 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:23 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:16 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:12 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:11 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:10 |رسول| |


شنبه چهاردهم دی 1392| 21:9 |رسول| |

X-themes